ای کاش بودی ومی دیدی آن دانش آموزی را که در یک آبادی زندگی می کرد که 500نفر بیشتر جمیت نداشت وآب وبرق درست ودرمان هم نداشت ولی در مقطع پیش دانشگاهی معدلی بالای 18،19داشت و از مسائل روز دنیا هم در زمینه های مختلف فرهنگی،سیاسی و اجتماعی  آگاهی داشت

ای کاش بودی و می دیدی آن دختر جوانی را که صورتش را پوشیه زده بود و در پاسخ به این سوال که چرا در این روستای کوچک که بیشترتان  هم با هم فامیل هستید بر صورتتان روپوش می زنید،می گفت: ما پیرو حضرت زینب_سلام الله علیها_هستیم و این گونه در مقابل نامحرمان حجاب می گیریم

ای کاش بودی و می دیدی که مهمان و کسی که اندک خدمتی به آن ها ارائه داده را چگونه پذیرایش بودند وحرمت نگه می داشتند و کمال احترام را عرضه می داشتند

 ای  کاش بودی ومیدیدی  ‍آن مردمانی را که همگی در کپر زندگی می کردند ولی در روستایشان علمی برفراشته بودند که مزین شده بود به نام مبارک حضرت عباس علیه السلام

‍  ای کاش بودی ومیدیدی آن مردمانی را که آب برای خوردن نداشتند وبعضی کپرهاشان قابل زندگی نبود،ولی باهم جمع شده بودند و باچوب و برگ نخل حسینیه ای بر پا کرده بودند که ابعادی کوچک داشت ولی وسعتی در دلمان به وجود آورده بود که  به کلی پابندمان کرده بود  چرا که با نورکلماتی  چون یا حسین_علیهالسلام_منور شده بود

ای کاش بودی و میدیدی آن گلی را که از دل کوه و وسط سنگ لاخ روییده بود و می شد در آن تجلی مردمان بشاگرد را دید،مردمانی را  که به خدا ایمان آورده اند و سپس استقامت کرده  اند،استقامتی به معنای مطلق کلمه